سفر به خویشتن با سماع

ورزش و تفریح
رویداد رقص سماع پی کلاب

آخرین جمعه آبان 1403

کارگاه نیم‌روزه رقص سماع با گروه هنری خویشتن

صبح جمعه 30 سی ام آبان 1403 از حدودای ساعت 9.30 تیم پی کلاب در خانه هنر دیوار سمت خیابان کریم‌خان دونه دونه جمع شدن. هر دفعه که رویدادی داریم صبحش با کلی انرژی و البته استرس شروع میشه، که تا وقتی برنامه به صورت رسمی شروع نشده، این استرس ما رو ول نمیکنه!

رویداد رقص سماع پی کلاب 1

مهمان‌های سحرخیز ما خیلی زود در خانه هنر دیوار جمع شدن و بچه‌های گروه هنری خویشتن هم دونه دونه به جمع‌مان اضافه شدن. باید بگم که برای دومین رویداد، اونم با موضوع “سماع” اصلا انتظار دیدن اون همه چهره جدید و دوست داشتنی رو نداشتیم! باورمون نمیشد میتونیم با این رویداد که به نظر خودمون خیلی متفاوت از رویداد قبلی که کتابخونی بود، هم دوست های جدید پیدا کنیم.

خلاصه ساعت 10 شد و همه خانم‌ها لباس های مناسب به تن کرده آماده شدن و نشستن روی صندلی های سالن تئاتر خانه هنر دیوار. سمانه به رسم ادب ابتدا با همه سلام کرد و به دوستان جدید پی کلاب توضیح داد که هدف از این دورهمی ها چی هست و گفت که ما باید خودمون مراقب نگه‌داری از حال خوبمون باشیم.

برنامه به دست گروه خویشتن سپرده شد و خانم الیها از سماع گفت. از مولانا گفت و ما رو به دنیای درون دعوت کرد. الیها گفت تو این دنیای شلوغ و پر از هرج و مرج، یکی از راه‌های به دست آوردن شادی واقعی بازگشت به خود هست. گفت همه چیز درون ماست و اگر بتونیم با خودمون در آرامش باشیم قطعا میتونیم دنیای بیرون آروم تر و شادتری رو تجربه کنیم.

الیها گفت که تو سماع یک دست رو به سمت بالا میگیریم و یک دست رو به سمت پایین. با این کار نعمت ها رو از آسمون میگیریم و به زمین هدیه میکنیم.

به نظر ما که همین یه دونه مفهوم میتونه نگاه آدم رو به زندگی اجتماعی تغییر بده، و حقیقتا خیلی قشنگه…

رویداد رقص سماع پی کلاب 2

صبحت های الیها که تموم شد برای گرم کردن و آماده شدن برای چرخش باید یوگا میکردیم. پس همگی مت‌هامون رو پهن کردیم و خانم مربی (که متاسفانه اسمشون یادموم نیست) اما لبخند قشنگشون توی ذهنمون مونده، یک ساعت کامل با ما یوگا کار کردن. با اینکه به نظر نمیرسید یوگا ورزش سختی باشه، اما کم سخت نبود! حسابی عرق کردیم و بدنمون گرم شد. با مزه اینجا بود که چند نفر تو همین مرحله از ادامه ماجرا کناره گیری کردن و میدون رو به دست بقیه سپردن.

یوگا که تموم شد نشستیم به تماشای اجرای بینظیر گروه خویشتن و مو بر بدنمون راست شد. چقدر تماشای سماع جذاب بود…چقدر آرامش بخش بود و چقدر این بانوان با احساس برامون اجرا کردن.

حالا نوبت به ما رسید تا با اصول چرخیدن استاندارد آشنا بشیم. الیها بهمون فوت و فن هایی که کمک میکرد در حین چرخش و موقع ایستادن سرگیجه نگیریم رو یاد داد و ما شروع کردیم به چرخیدن. چرخیدیم و چرخیدیم و برای لحظاتی انگار واقعا از زمین جدا شدیم. کار آسونی نبود، اما ما انجامش دادیم! کنار هم! الان که به اون روز فکر میکنیم احساس میکنیم اون چند ساعت زمان برای اولین بار ایستاده بود و داشت ما رو تماشا میکرد.

در آخر هم الیها برامون مثنوی خوند و بهمون کمک کرد تا با نگاه کردن به شمع برون ریزی کنیم و یه نقطه پایان قشنگ برای تجربه رقص سماع‌مون بذاریم.

رقص سماع با الیها پی کلاب
ترس هایی که قوی ترمان کردند.
سفر در جاده‌ای که نمی‌شناسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up